کدخبر : 35385 تاریخ انتشار :
A

پیامد محاصره دریایی

پیامد محاصره دریایی

کارشناسان معتقدند، اعمال محدودیت از سوی ایران برای تردد در تنگه هرمز شاید در کوتاه‌مدت منافع خاصی به همراه داشته باشد، اما در بلندمدت الزاما چنین نخواهد بود

به گزارش قیمت ۳۶۰، تجارت آزاد طی دهه‌های اخیر به‌عنوان محور اصلی توسعه اقتصادی شناخته شده است. محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان با اشاره به اختلال در تنگه هرمز تاکید می‌کند که محدودیت‌های تجاری می‌تواند در کوتاه‌مدت اثر بازدارنده داشته باشد، اما در بلندمدت زیان به‌همراه دارد.

مسیر توسعه صنعتی و اقتصادی کشورها و ارتقای سطح رفاه عمومی از بهبود روابط تجاری و مبادلات آزاد میان کشورها می‌گذرد. در این میان حمله نظامی به ایران در ماه‌های اخیر و اعمال محدودیت برای عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز و همچنین اعمال محاصره دریایی از سوی ایالات متحده در خلیج فارس، تجارت کشور را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. حدود ۸۰ درصد تجارت کشور از بنادر جنوبی انجام می‌شود و بروز بحران نظامی در این منطقه صادرات و واردات ایران را با اختلال مواجه کرده است.

کارشناسان معتقدند، اعمال محدودیت از سوی ایران برای تردد در تنگه هرمز شاید در کوتاه‌مدت منافع خاصی به همراه داشته باشد، اما در بلندمدت الزاما چنین نخواهد بود. با توجه به این شرایط و چالش‌های پیش‌روی تجارت خارجی ایران، این پرسش مطرح است که تجربه کشورهای مختلف در مواجهه با گسترش یا محدودیت تجارت چه بوده و این مسیرها چه نسبتی با توسعه اقتصادی و رفاه عمومی دارند.

بدون تردید ارتقای سطح تجارت به منزله بهبود اقتصاد و ارتقای سطح رفاه عمومی است. پس از اتمام جنگ جهانی دوم، مساله تجارت آزاد مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گرفت؛ تعرفه‌های تجاری کاهش یافتند؛ سازمان تجارت جهانی تشکیل شد و فرآیندهای تجاری میان کشورها تسهیل شد. در طول ۷۰ سال گذشته کشورهایی که به تجارت آزاد روی آورده‌اند در مسیر توسعه نیز گام برداشته‌اند.

چین تا پیش از سال ۱۹۷۹، کشوری با اقتصاد بسته و بسیار فقیر بود اما این کشور درهای خود را به روی اقتصاد دنیا گشود، تجارت آزاد را پذیرفت، به بخش خصوصی امکان توسعه داد و مسیر صادرات را هموار کرد. این عوامل چین را در مقام یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای دنیا قرار داد. کشورهای آسیای شرقی نیز با همین الگو پیشرفت کردند. کشورهای غربی نیز چه در اروپا و چه در آمریکا ذیل نگاه تجارت آزاد رشد قابل‌توجهی داشتند.

تجارت محرک اصلی صنعتی شدن کشورها است. هیچ کشوری نمی‌تواند به‌‌ صورت خودکفا از خلاقیت نیروی انسانی یا مواهب تکنولوژی خود به درستی بهره بگیرد. در طول سالیان گذشته تحریم‌های مستقیم و همچنین تحریم‌های ثانویه اعمال شده از سوی ایالات متحده بر ایران و شرکای تجاری آن، مانع ورود تکنولوژی به کشور شده است. بنابراین تا زمانی که در روابط ایران با دنیا بر اساس منافع ملی و طبق آزادی تجارت، بازنگری نشود، توسعه صنعتی ممکن نخواهد بود و مشکلات اقتصادی ادامه خواهد داشت.

در طول سال‌های گذشته بسیاری از بلوک‌های تجاری یا از بین رفته‌اند یا به تدریج در حال از میان رفتن هستند. به‌عنوان نمونه نقش اقتصادی سازمان منطقه اکو در سال‌های اخیر به شدت محدود شده و عملا بی‌فایده است. در همین‌حال بلوک‌هایی که با حضور ایران، روسیه و چین نیز تشکیل شده، به افزایش تجارت کشور کمک چندانی نکرده است.

در جهان کنونی سرعت تغییر تکنولوژی و رقابت میان کشورها به شدت در حال افزایش است. در این میان کشورها نمی‌توانند روابط تجاری خود را به یک یا چند بلوک اقتصادی محدود کنند. انتظار می‌رود کشورهای چین و آسیای شرقی به سرعت رشد اقتصادی را تجربه کنند. هرچند این رشد در قالب یک بلوک اقتصادی نخواهد بود و هر کدام از کشورهای آسیای شرقی تجارت قابل‌توجهی را با آمریکا و کشورهای اروپایی خواهند داشت.

در جریان جنگ اخیر روابط ایران با امارات، تغییرات جدی داشته است. این چالش در حالی است که امارات در سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری ایران بوده و نقش مهمی در دور زدن تحریم‌های اعمال شده علیه ایران را داشته است. صادرات مجدد محصولات ایرانی از امارات به مقصد سایر کشورها و همچنین ورود محصولات وارداتی از سایر کشورها به این هاب لجستیک و انتقال دوباره آن به ایران، از مهم‌ترین دلایل توسعه روابط ایران با این کشور حاشیه خلیج فارس بوده است.

این چالش درحالی تجارت و اقتصاد ایران را خدشه‌دار می‌کند که سیاستگذاران در طول سالیان گذشته بارها نسبت به ضرورت توسعه ساحل مکران هشدار داده بودند. چنانچه در طول دهه‌های گذشته امکانی برای جذب سرمایه شرکت‌های خارجی در این بندر مهیا شده بود، اکنون آمریکا به سادگی نمی‌توانست اقدام به محاصره دریایی خلیج فارس کند. اگر در جزیره خارک شراکت خارجی و منافع مشترک با کشورهای دیگر وجود داشت، آمریکا جرات حمله به این جزیره را پیدا نمی‌کرد.

مسدود کردن تنگه هرمز یا اعمال محدودیت در این منطقه توسط ایران برای کوتاه‌مدت، بازدارندگی را برای کشور ایجاد کرده و منافعی را به دنبال داشته است. اما تداوم محدودیت در ترددهای تنگه هرمز در بلندمدت به زیان تمام طرف‌ها تمام خواهد شد. در درجه نخست آنکه حضور آمریکا در خلیج فارس طولانی خواهد شد و کشتی‌های جنگی این کشور برای چند سال در منطقه باقی خواهند ماند.

در طول سالیان گذشته حدود ۸۰ درصد از تجارت کشور با اتکا به بنادر جنوبی و منطقه خلیج فارس انجام شده است، در این میان حتی به توسعه بندر چابهار نیز توجه کافی نشده است و طرف هندی نیز در حال خروج از این بندر است. در همین‌حال خطوط جاده‌ای و ابزار مناسبی برای تخلیه و بارگیری در این منطقه وجود ندارد.

در حال حاضر مرز‌های ایران با عراق و ترکیه از بیشترین ظرفیت برای انتقال کالا برخوردار هستند. با ‌وجود این ظرفیت تجاری در این مرزها اشباع است. بنابراین باید این‌طور ادعا کرد که چنانچه مشکلات در بنادر جنوبی ادامه یابد، کشور باید از واردات بسیاری از کالاها به کشور صرف‌نظر و به ورود کالاهای اساسی بسنده کند.

در حال حاضر ایده خودکفایی با اتکا به توان داخلی مجددا مورد توجه قرار گرفته است، اما خودکفایی در شرایط محاصره نوعی خودکشی است. همان‌طور که پیش‌تر هم اشاره شد بخش اصلی مبادلات تجاری ایران با اتکا به منطقه خلیج فارس انجام می‌شود. در همین‌حال صدور نفت کشور نیز از منطقه خلیج فارس انجام می‌شود. در محدودیت کنونی شاید بتوان روزانه حدود ۵۰۰ هزار بشکه نفت از مسیرهای دیگر صادر کرد اما درآمد ارزی کشور به شدت کاهش خواهد یافت.

بازسازی صنایع آسیب‌دیده در جنگ نیازمند سرمایه، ورود تکنولوژی و تعامل با طرف‌های خارجی است. بنابراین بازنگری در این شرایط ضروری به‌نظر می‌رسد. انتظار می‌رود برای برون‌رفت از این شرایط بحرانی تخاصم به تعامل بدل شود. در غیر این صورت، در جهانی که فناوری نقش تعیین‌کننده دارد، جایگاه موثری نخواهیم داشت.

منبع اکو ایران
ارسال نظر

پربیننده ترین