مشتریان جدید نفت ایران کدامند؟
هند، یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان، نخستین خرید نفت و فرآوردههای نفتی خود از ایران را بعد از حدود هفت سال انجام داد
به گزارش قیمت ۳۶۰، پس از سالها محدودیت و فشار بیسابقه بر صادرات انرژی ایران از سوی ایالات متحده آمریکا، حالا یک تحول مهم در حال شکل گیری است. هند، یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان، نخستین خرید نفت و فرآوردههای نفتی خود از ایران را بعد از حدود هفت سال انجام داده است، آنهم بدون آنکه با مانع جدی در مسیر پرداخت مواجه شود. این تحول تنها یک معامله نفتی نیست، بلکه میتواند آغاز یک روند جدید تلقی شود و به معنای بازگشت تدریجی ایران به مدار رسمی تجارت انرژی و شکاف جدی در ساختار تحریمها باشد.
در سالهایی که تحریمهای آمریکا تلاش داشت صادرات نفت ایران را به حداقل برساند و مسیر بازگشت ارز را مسدود کند، حتی در مواردی که فروش انجام میشد، بازگشت پول با پیچیدگیهای فراوان، تهاتر، یا بلوکه شدن منابع همراه بود. حالا اما نشانههایی از تغییر در این معادله دیده میشود و اگر تداوم پیدا کند، میتواند نهتنها مسیر ورود منابع ارزی به کشور را هموارتر کند، بلکه یکی از اصلیترین اهرمهای تحریمی را بیاثر سازد.
چنین سناریویی، در سطح کلان، میتواند به عنوان یک شکست راهبردی برای سیاست فشار حداکثری آمریکا تعبیر شود که هدف آن نه فقط کاهش فروش نفت، بلکه قطع کامل دسترسی ایران به درآمدهای حاصل از آن بود.
تحلیل کارشناسان بینالمللی حاکی است که این تحول میتواند در ادامه درآمد نفتی ایران را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. با توجه به افزایش قیمت جهانی نفت به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه و محدود شدن عرضه از طریق تنگه هرمز، ایران توانسته صادرات خود را نزدیک به سطوح پیش از بحران حفظ کند.
ترکیب این فروش با صادرات به چین و حالا هند، میتواند صدها میلیون دلار درآمد صادراتی اضافی برای کشور ایجاد کند، زیرا نفت ایران در شرایط کمبود عرضه با تخفیف کمتر و دسترسی راحتتر معامله میشود. این جریان درآمدی نه تنها در کوتاهمدت برای تأمین نیازهای ارزی کشور اهمیت دارد، بلکه در بلندمدت میتواند ثبات بیشتری برای بازار ارز و اقتصاد ایران ایجاد کند.
در عین حال پرسشهای مهمی مطرح است که آیا این اتفاق یک استثنا در شرایط خاص بازار جهانی انرژی است یا نشانهای از تغییر قواعد بازی؟ آیا سایر کشورها نیز به دنبال استفاده از این مسیر خواهند رفت؟ و مهمتر از همه، آیا ایران میتواند این فرصت را به یک جریان پایدار درآمدی تبدیل کند؟
برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع و پاسخ به این پرسشها، با کارشناسان حوزه انرژی به گفت وگو پرداخته است که در ادامه میخوانید.
با کنترل تنگه هرمز، مسیری که روزانه میلیونها بشکه نفت از آن عبور میکرد، عملاً از دسترس خارج شده است. اگرچه کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی تلاش کردهاند بخشی از این کاهش را از مسیرهای جایگزین، از جمله دریای سرخ، جبران کنند، اما این اقدامات تنها به صورت محدود مؤثر بوده است.
بر این اساس، در حال حاضر بازار جهانی با کاهش قابلتوجهی در عرضه مواجه است، بهطوریکه حتی با احتساب مسیرهای جایگزین و استفاده از ذخایر استراتژیک، همچنان کسری عرضه وجود دارد.
سعید میرترابی، کارشناس انرژی، در این باره توضیح داد: «در چنین شرایطی که بازار جهانی نفت با کاهش عرضه مواجه شده است، بازار نفت به اصطلاح به «بازار فروشنده» تبدیل میشود، به این معنا که کشورهای عرضهکننده نفت در موقعیت برتری قرار میگیرند. در این میان، ایران با وجود مواجهه با تحریمها، میتواند از این وضعیت بهرهمند شود.»
به گفته این کارشناس، سازوکار بازار در شرایط کمبود عرضه به گونهای عمل میکند که حتی محدودیتهای تحریمی نیز تا حدی نادیده گرفته میشود. وی افزود: «ایالات متحده نیز سیگنالهایی در این راستا ارسال و اعلام کرده است که تا مقطعی مشخص، خرید نفت ایران با مشکل خاصی مواجه نخواهد بود، البته این اقدام با هدف جلوگیری از تشدید شوک در بازار جهانی نفت صورت میگیرد. بنابراین شرایط کنونی فرصتهایی برای ایران ایجاد کرده است.
از جمله این فرصتها میتوان به باز شدن مسیر فروش نفت به برخی کشورها مانند هند اشاره کرد که پیش از این به دلیل تحریمها دسترسی به آن محدود شده بود. همچنین مذاکرات و توافقهایی با شرکتها و نفتکشهای هندی انجام شده که میتواند به تسهیل صادرات نفت ایران کمک کند. این روند بهطور کلی میتواند موجب ایجاد شکاف در رژیم تحریمها شود.»
میرترابی در ادامه به نحوه مدیریت تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: «اگر ایران بتواند کنترل این گذرگاه راهبردی را در بلندمدت در دست بگیرد، امکان بهرهبرداری بلندمدت از این موقعیت فراهم خواهد شد.» وی تأکید کرد: «این مدیریت باید با تکیه بر مبانی حقوقی و با در نظر گرفتن این واقعیت انجام شود که بخش قابلتوجهی از مسیر عبور کشتیها از آبهای سرزمینی ایران میگذرد. در چنین چهارچوبی، میتوان سازوکارهایی مانند دریافت حق ترانزیت و حق عبور و مرور را تعریف و اجرا کرد.»
به گفته این کارشناس، «اگر ایران بتواند این رویکرد را به یک رویه تبدیل کرده و همزمان توافقهایی با کشورهای مصرفکننده برای خرید نفت خود منعقد کند، حتی در دوره پس از بحران نیز امکان بهرهگیری از این سازوکار وجود خواهد داشت. چنین روندی میتواند به عنوان یک ابزار مؤثر در مقابله با تحریمها عمل کند، هرچند تحقق کامل آن به تحولات در روابط ایران با آمریکا و کشورهای غربی نیز وابسته است.»
میرترابی درباره میزان درآمدهای احتمالی از محل حق عبور بیان کرد: «برخی برآوردها در این زمینه اغراقآمیز است. در رویههای متعارف بینالمللی، کشورها در ازای ارائه خدماتی مانند ایمنی دریانوردی، حفاظت زیستمحیطی و خدمات پشتیبانی، مبالغی دریافت میکنند که معمولاً از چند ده هزار دلار تا حداکثر ۱۰۰ هزار دلار متغیر است.
این مبالغ میتواند بر اساس عواملی مانند تناژ کشتی یا حجم محموله تعیین شود. البته در شرایط اضطراری و جنگی، ممکن است کشورها برای عبور محمولههای خود هزینههای بیشتری پرداخت کنند، اما برای تبدیل این روند به یک رویه پایدار، لازم است ایران با اتخاذ رویکردی حسابشده عمل کند تا از ایجاد واکنش منفی در میان کشورهای مصرفکننده جلوگیری شود.»
این کارشناس انرژی تأکید کرد: «طرفهای مقابل به اهمیت و موقعیت راهبردی تنگه هرمز واقف هستند، اما در عین حال ضروری است ایران نیز چهارچوبی در پیش بگیرد تا ضمن حفظ منافع ملی، از همراهی و همکاری شرکای تجاری خود نیز بهرهمند شود. »
میرترابی اظهار کرد: «اکنون زمان مناسبی است که ایران نشان دهد رویکردش مبتنی بر فشارهای غیرمنطقی به کشورهای مصرفکننده نیست.» به گفته او، «بازار نفت و سایر فرآوردههای مهمی که از این مسیر عبور میکنند، نیازمند ثبات و پیشبینیپذیری هستند و هرگونه رفتار دیگری میتواند تبعات منفی به همراه داشته باشد.»
او با اشاره به احتمال افزایش شدید قیمت نفت، افزود: «اگر قیمتها به سطوحی مانند ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد، این به معنای سود دائمی برای تولیدکنندگان، نخواهد بود. بر اساس تجربیات تاریخی، افزایش بیش از حد قیمت نفت میتواند منجر به رکود در اقتصاد جهانی شود. در چنین شرایطی، تقاضا برای انرژی کاهش یافته و کشورهای مصرفکننده به سمت استفاده از منابع جایگزین انرژی حرکت میکنند.»
به گفته این کارشناس، «چنین روندی حتی میتواند اثر کمبود عرضه فعلی را که حدود ۱۰میلیون بشکه در روز برآورد میشود تا حد زیادی خنثی کند. به عبارت دیگر، افزایش شدید قیمتها ممکن است در نهایت به کاهش تقاضا و از بین رفتن مزیت فعلی عرضهکنندگان منجر شود.»
میرترابی تأکید کرد: «این وضعیت ماهیتی «دو لبه» دارد، به این معنا که در کنار فرصتها، تهدیدهایی نیز به همراه دارد.»
برخی کارشناسان اقتصادی بر این باورند که در صورت تداوم این روند، ورود درآمدهای نفتی میتواند نقش مهمی در تقویت ذخایر ارزی ایران ایفا کند. درآمد حاصل از صادرات نفت یکی از منابع اصلی تأمین ارز خارجی است و افزایش آن به تثبیت بازار ارز، تأمین واردات و مقاومت بیشتر اقتصاد در برابر نوسانات کمک میکند.
کریم کبیری، کارشناس نفت، در گفتوگو با «ایران» با اشاره به وضعیت پیش از بروز تنشهای اخیر اظهار کرد: «پیش از این، ایران عملاً با نوعی تحریم داخلی در حوزه نفت مواجه بود زیرا از ظرفیتها و قدرت آشکار خود، بهویژه در تنگه هرمز، بهرهبرداری کامل نمیکرد. این در حالی است که بر اساس قوانین بینالمللی، ایران دارای حاکمیت قطعی و بلامنازع بر این گذرگاه راهبردی است.»
این کارشناس نفت افزود: «شرایط جنگی اخیر، این فرصت را فراهم کرد تا ایران به حقوق و جایگاه واقعی خود در منطقه واقف شده و از این ظرفیت به صورت عملی استفاده کند.» به گفته وی، «اقدام ایران در اعمال کنترل بر تنگه هرمز، موجب شد بسیاری از کشورهایی که پیشتر خود را تابع سیاستهای ایالات متحده میدانستند، به این درک برسند که امکان ایستادگی در برابر این فشارها و اتخاذ تصمیمات مستقل وجود دارد.»
کبیری با اشاره به تغییر الگوی مشتریان نفت ایران تصریح کرد: «در گذشته، چین خریدار اصلی نفت ایران بود، اما اکنون کشورهای دیگری نیز به این جمع اضافه شدهاند. از جمله این کشورها میتوان به هند و برخی شرکتهای بینالمللی اشاره کرد و این امیدواری وجود دارد که در ادامه، کشورهایی در منطقه غرب آسیا و حتی اقتصادهای بزرگی مانند ژاپن، کره جنوبی و استرالیا نیز به جمع خریداران نفت ایران بپیوندند.»
وی این روند را به عنوان «شکسته شدن یک سد مهم» در برابر صادرات نفت ایران توصیف کرد و افزود: «اگر این مسیر ادامه پیدا کند، کشورهای مختلف میتوانند با کنار گذاشتن محدودیتهای گذشته، از ظرفیتهای انرژی ایران بهرهمند شوند.»
کبیری در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع قیمت نفت اشاره کرد و گفت: «هنوز قیمت جهانی نفت به سطح واقعی خود نرسیده و در سالهای گذشته نوعی «ارزانفروشی» در بازار جهانی رخ داده است. تداوم شرایط فعلی میتواند به اصلاح این روند و تثبیت قیمت واقعی نفت منجر شود.»
او تأکید کرد: «در چنین شرایطی، ایران این فرصت را خواهد داشت که به درآمدهای واقعی خود در حوزه نفت دست یابد و علاوه بر آن، در آینده نزدیک از طریق توسعه صنایع پاییندستی و پتروشیمی نیز درآمدهای قابل توجهی کسب کند.»
این کارشناس نفت در پایان گفت: «تحولات اخیر، در صورت مدیریت صحیح، میتواند نقطه عطفی برای اقتصاد انرژی ایران باشد، بهویژه اگر این کشور بتواند از فرصت ایجادشده برای تثبیت جایگاه خود در بازار جهانی و افزایش پایدار درآمدهای نفتی بهرهبرداری کند.»