روزگار سیاه پول ملی و سفرههای خالی
ارز در ایران به یک «قفس ژئوپلیتیک» افتاده است. از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ که شعلههای تنش برافروخته شد، اقتصاد ایران وارد فاز جدیدی از «انسداد ارزی» شده است
به گزارش قیمت ۳۶۰، این روزها تماشای تابلوی صرافیها برای مردم، شبیه یک فیلم ترسناک یا تماشای صحنه یک آواربرداری است؛ آواری که نه بر سر ساختمانها، بلکه بر سر توان خرید، امید به آینده و ارزش داراییهایی فرود آمده که مردم عمری برای جمعآوری آن کار و تلاش کردهاند.
دلار در صبح یکشنبه، ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، به عددی رسید که تا همین چند ماه پیش، حتی در بدبینانهترین سناریوها هم کسی جرأت بر زبان آوردنش را نداشت؛ ۱۹۰ هزار تومان. این عدد، تنها یک شاخص اقتصادی نیست؛ این فشردهترین روایت از ۷۳ روز بحران مستمری است که در آن «تنگه هرمز» در محاصره مانده، نفت صادر نشده و نجوای مذاکرات در کوچهپسکوچههای دیپلماسی گم شده است. حالا با عبور سکه امامی از مرز ۲۱۲ میلیون تومان، فنر فشردهشدهای که دولت مدتها با ابزارهای غیرپولی سعی در مهارش داشت، به یکباره رها شده و مستقیماً قلب معیشت مردم را نشانه رفته است.
چرا بازار به سیم آخر زد؟
برای درک آنچه امروز در میدان فردوسی و سبزهمیدان میگذرد، باید از منطق عرضه و تقاضای معمول فاصله گرفت. واقعیت آن است که ارز در ایران به یک «قفس ژئوپلیتیک» افتاده است. از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ که شعلههای تنش برافروخته شد، اقتصاد ایران وارد فاز جدیدی از «انسداد ارزی» شده است. با وجود آتشبس شکنندهای که در فروردینماه مثل آبی بر آتش عمل کرد و قیمتها را به موقت به کانال ۱۵۰ هزار تومان بازگرداند، اما بنبست در مذاکرات اسلامآباد و مسقط، بار دیگر موتور انتظارات تورمی را روشن کرد.
تحلیلگران معتقدند جهش اخیر، نتیجه مستقیم قطع امید بازار از راهحلهای کوتاهمدت است. وقتی صادرات نفت به دلیل محاصره دریایی و بستهشدن مسیرهای سنتی انتقال ارز به حداقل میرسد، بانک مرکزی عملاً قدرت مداخله موثر خود را از دست میدهد. در چنین شرایطی، دلار دیگر نه یک ابزار مبادله، بلکه به یک «پناهگاه امن» برای حفظ ارزش داراییها تبدیل شده است. هجوم نقدینگی سرگردان به سمت بازار ارز و طلا در روزهای گذشته نشان میدهد که سرمایهگذاران، غبارآلود بودن چشمانداز سیاسی را به معنای تداوم سقوط ارزش پول ملی تعبیر کردهاند.
مثلث بحران؛ نفت، نقدینگی و انتظارات تورمی
آنچه امروز شاهد هستیم، محصول همافزایی سه عامل ویرانگر است. در رأس این مثلث، «انسداد منابع ارزی» قرار دارد. محاصره دریایی بنادر که حالا وارد سومین هفته خود شده، شریان حیاتی درآمدی کشور را هدف قرار داده است. در ضلع دوم، غول نقدینگی قرار دارد که به دلیل کسری بودجه مزمن و چاپ پول بدون پشتوانه در سالهای اخیر، حالا با کوچکترین جرقه سیاسی، به سمت بازارهای موازی حرکت میکند. اما ضلع سوم و شاید مخربترین آنها، «انتظارات تورمی» است.
وقتی مردم حس کنند که قیمتها در آیندهای نزدیک قرار است با جهشی دوباره روبهرو شوند، رفتاری «پیشدستانه» انجام میدهند. این تقاضای احتیاطی، دقیقاً همان عاملی است که باعث شده دلار در کمتر از یک هفته از ۱۶۰ هزار تومان به ۱۹۰ هزار تومان پرتاب شود. در این وضعیت، حتی اگر بانک مرکزی تمام ذخایر خود را هم به بازار تزریق کند، تا زمانی که «اطمینان» به آینده بازنگردد، ولع بازار برای بلعیدن دلار فروکش نخواهد کرد.
از تابلوی صرافی تا سفرههای خالی؛ بلای خانمانسوز معیشت
اعداد و ارقام روی تابلوی صرافیها، در خلاء زندگی نمیکنند. دلار ۱۹۰ هزار تومانی، پوند ۲۵۸ هزار تومانی و یورو ۲۲۳ هزار تومانی، مستقیماً به معنای گرانتر شدن نان، دارو، مسکن و تمام اقلام اساسی است که زندگی روزمره مردم به آنها وابسته است. این بلایی خانمانسوز است که بیش از همه، طبقه کارگر و حقوقبگیر را درمانده کرده است. تورم فروردینماه که بر اساس برخی گزارشها از مرز ۵۰ درصد عبور کرده، حالا با این جهش ارزی، آماده است تا قلههای جدیدی را فتح کند.
انتقال بحران از بازار ارز به قفسه فروشگاهها، مکانیسمی بیرحمانه دارد. واردکنندگان کالاهای اساسی و مواد اولیه تولید، اکنون با نرخهایی روبهرو هستند که محاسبات قیمت تمامشده را ناممکن کرده است. بسیاری از واحدهای تولیدی کوچک و متوسط در آستانه تعطیلی قرار گرفتهاند، چرا که توان تأمین سرمایه در گردش با دلار ۱۹۰ هزار تومانی را ندارند. این مارپیچ تورمی، قدرت خرید ریال را به پایینترین سطح تاریخی خود رسانده و هر ساعت تأخیر در مهار آن، خانوادههای بیشتری را به زیر خط فقر مطلق میراند.
سایه سنگین کاخ سفید و تنگه هرمز بر سر ریال
بازار ارز ایران در هفتهای که گذشت، بیش از آنکه تحت تأثیر متغیرهای داخلی باشد، به اخبار رسیده از تنگه هرمز و واشنگتن چشم دوخته بود. تهدیدهای تعرفهای جدید ترامپ علیه شرکای تجاری و بنبست در مذاکرات، احتمال طولانی شدن محاصره دریایی و حرکت برگشت به درگیری نظامی، سیگنالی به بازار فرستاد که معنای آن چیزی جز «تداوم فشار» نبود.
در این شرایط، ریال ایران بدون هیچ سپر دفاعی در برابر شوکهای بیرونی رها شده است. ترازنامهای که قرار بود سرنوشت پول ملی را بنویسد، اکنون تحت تأثیر ریسکهای سیاسی نوشته میشود. اقتصاددانان هشدار میدهند که ارز در ایران از یک متغیر اقتصادی به یک «متغیر امنیتی» تبدیل شده است. وقتی اعتماد عمومی به سیاستهای پولی از دست میرود، طلا و ارز به تنها سنگر مردم برای محافظت از دسترنج یک عمرشان تبدیل میشوند و همین هجوم جمعی، خود به موتور محرک تورم تبدیل میشود.
چشمانداز مهآلود؛ در انتظار معجزه دیپلماسی
واقعیت تلخ آن است که ابزارهای بانک مرکزی در شرایط فعلی، شباهت بسیاری به ریختن آب در حوضی دارد که شیر ورودی آن بسته و خروجیهایش باز است. تزریق محدود ارز توافقی (که حالا از مرز ۱۴۳ هزار تومان عبور کرده) تنها شکاف میان نرخ رسمی و آزاد را بیشتر کرده و رانتی جدید برای دلالان ساخته است. حقیقت این است که درمان درد دلار ۱۹۰ هزار تومانی در تالار معاملات نیست، بلکه در اتاقهای مذاکره است.
تا زمانی که وضعیت «نه جنگ و نه توافق» ادامه داشته باشد، بازار در همین فضای مهآلود به نوسان صعودی خود ادامه خواهد داد. تثبیت نرخ ارز و نجات معیشت مردم، نیازمند یک «شوک مثبت سیاسی» است که بتواند زنجیره انتظارات تورمی را پاره کند. در غیاب چنین شوکی، حتی آرامشهای مقطعی نیز تنها «آرامش پیش از طوفان» خواهند بود. امروز، دلار ۱۹۰ هزار تومانی زنگ خطری است که نه فقط برای اقتصاد، بلکه برای ثبات اجتماعی به صدا درآمده است؛ زنگ خطری که هشدار میدهد پول ملی در حال ذوب شدن در تنور بحرانهای حلنشده سیاسی است.