ضربه سنگین جنگ به ایرلاینها؛ از خسارت ۳۰ همتی تا خروج ۶۰ هواپیمای از چرخه
به گفته مقصود اسعدی سامانی، دبیر انجمن شرکتهای هواپیمایی، حدود ۶۰ فروند هواپیمای مسافربری از چرخه عملیاتی خارج شدهاند و خسارت ناشی از عدمالنفع شرکتها به حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان رسیده است
به گزارش قیمت ۳۶۰، جنگ ۴۰ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل که از ۹ اسفند آغاز شد و با یک آتشبس شکننده دو هفتهای ادامه یافت، فقط یک بحران نظامی نبود؛ این درگیری، یکی از حساسترین شریانهای اقتصادی کشور یعنی صنعت هوایی را نیز به شدت تحت فشار قرار داد. از زمینگیر شدن دهها هواپیما و آسیب به زیرساختهای فرودگاهی گرفته تا خسارتهای سنگین مالی، تعلیق پروازها و بحران نقدینگی شرکتهای هواپیمایی؛ حالا این صنعت با انبوهی از تعهدات انباشته و آیندهای نامطمئن روبهروست.
صنعت هوایی ایران در شرایط عادی نیز با چالشهایی مانند فرسودگی ناوگان، کمبود سرمایهگذاری و نوسانات ارزی مواجه بوده، اما جنگ ۴۰ روزه اخیر این صنعت را وارد مرحلهای تازه از بحران کرده است. درگیری نظامی و تهدیدات امنیتی، عملاً بخش بزرگی از پروازهای داخلی و خارجی را برای هفتهها متوقف یا محدود کرد و زنجیره درآمدی شرکتهای هواپیمایی را از کار انداخت.
در همین دوره، به گفته مقصود اسعدی سامانی، دبیر انجمن شرکتهای هواپیمایی، حدود ۶۰ فروند هواپیمای مسافربری از چرخه عملیاتی خارج شدهاند و خسارت ناشی از عدمالنفع شرکتها به حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. این ارقام، تصویری از ابعاد واقعی ضربه به صنعت هوایی ارائه میدهد؛ صنعتی که به گفته کارشناسان، حتی چند روز اختلال در آن میتواند آثار مالی بلندمدت داشته باشد.
فرودگاههای هدف؛ از مهرآباد تا تبریز
در جریان این جنگ دستکم ۷ فرودگاه کشور هدف حمله یا آسیب مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفتهاند. در میان آنها، نام فرودگاههای مهمی مانند مهرآباد تهران، فرودگاه تبریز و فرودگاه کاشان بیش از سایرین تکرار شده است.
این فرودگاهها که نقش حیاتی در جابهجایی مسافر و بار دارند، در روزهای جنگ عملاً یا از مدار خارج شدند یا با ظرفیت بسیار محدود فعالیت کردند. توقف عملیات در این مراکز، نهتنها جریان سفرهای داخلی را مختل کرد، بلکه به زنجیره تأمین و حملونقل کالا نیز آسیب وارد ساخت.
شرکتهای هواپیمایی در خط مقدم بحران مالی
در میان شرکتهای هواپیمایی، نامهایی مانند ماهان ایر، هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (ایران ایر) و هواپیمایی زاگرس به عنوان اصلیترین آسیبدیدگان این دوره مطرح شدهاند.
با توقف یا کاهش شدید پروازها، این شرکتها با سه بحران همزمان مواجه شدند؛ کاهش شدید درآمد عملیاتی، بازگشت گسترده بلیتهای فروختهشده و افزایش بدهی به مسافران. در شرایطی که فروش بلیت تقریباً متوقف شده بود، شرکتها ناچار شدند میلیاردها تومان بابت استرداد وجه به مسافران پرداخت کنند؛ موضوعی که فشار نقدینگی را به شکل بیسابقهای افزایش داد.
بحران نیروی انسانی؛ هزینههایی که متوقف نمیشود
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده این بحران، فشار مالی ناشی از نیروی انسانی است. شرکتهای هواپیمایی در دوره توقف پروازها همچنان موظف به پرداخت حقوق کارکنان، مزایا و پاداش پایان سال بودهاند. اکنون و در آغاز سال جدید، موضوع افزایش سالانه حقوق نیز به این فشارها اضافه شده است.
به بیان فعالان این صنعت، برخلاف درآمد که تقریباً متوقف شده، هزینهها، ثابت و رو به افزایش باقی ماندهاند؛ وضعیتی که بسیاری از شرکتها را در مرز زیان عملیاتی قرار داده است. برخی مدیران صنعت هوایی در گفتوگو با رسانههای اقتصادی هشدار دادهاند که ادامه این روند میتواند به کوچکسازی اجباری ناوگان و تعدیل نیروی انسانی منجر شود.
بازار بلیت و بازگشت به وضعیت عادی؛ تقاضای سرکوبشده
یکی دیگر از پیامدهای مستقیم جنگ، اختلال جدی در بازار بلیت هواپیما بود. در هفتههای درگیری، تقاضای سفر به صفر رسید و بسیاری از مسیرها به حالت تعلیق درآمد. حتی پس از آغاز آتشبس، بازار هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است.
به گزارش برخی رسانهها، تقاضای سفر هوایی همچنان شکننده است و مسافران نسبت به ثبات شرایط امنیتی تردید دارند. این مسئله باعث شده شرکتهای هواپیمایی با وجود بازگشایی نسبی مسیرها، همچنان با مشکل مواجه باشند.
سرمایهگذاری و گردشگری؛ افقهای دورتر شده
پیش از جنگ، یکی از اهداف کلان صنعت هوایی ایران، توسعه ناوگان برای جذب گردشگر خارجی بود. بر اساس برخی برآوردها، کشور برای دستیابی به هدف جذب ۱۵ میلیون گردشگر، به حدود ۵۰۰ فروند هواپیمای عملیاتی نیاز دارد؛ اما اکنون، نهتنها این هدف دورتر شده، بلکه بخشی از ناوگان موجود نیز از چرخه پرواز خارج شده است.
در چنین شرایطی، سرمایهگذاری جدید در صنعت هواپیمایی نیز با تردیدهای جدی مواجه شده است. نااطمینانی سیاسی، هزینه تأمین مالی را افزایش داده و بسیاری از پروژههای نوسازی ناوگان را در وضعیت تعلیق قرار داده است.
آتشبسی شکننده و آیندهای مبهم
در نیمه راه آتشبس دو هفتهای گذشته، فضای سیاسی منطقه به شدت ملتهب است. شکست مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد و افزایش تهدیدات دونالد ترامپ و نیز محاصره دریایی، نگرانیها را درباره بازگشت دوباره تنشها و درگیری نظامی افزایش داده است.
در چنین فضایی، صنعت هوایی ایران بیش از هر زمان دیگری در وضعیت انتظار قرار گرفته است؛ انتظاری که نه تنها به معنای توقف سرمایهگذاری و برنامهریزی است، بلکه به معنای ادامه فشار مالی و عملیاتی بر شرکتهایی است که هنوز از شوک جنگ خارج نشدهاند.
صنعت هوایی ایران امروز در نقطهای ایستاده که همزمان با بحران نقدینگی، فرسودگی ناوگان و کاهش تقاضا دست و پنجه نرم میکند. جنگ ۴۰ روزه اخیر، این بحرانها را تشدید کرده و با زمینگیر کردن دهها هواپیما و آسیب به زیرساختهای کلیدی، هزینهای چند ده هزار میلیارد تومانی بر دوش این صنعت گذاشته است.
اکنون پرسش اصلی این است: آیا در شرایطی که آتشبس شکننده و تهدیدهای منطقهای ادامه دارد، امکان بازگشت صنعت هوایی ایران به وضعیت عادی وجود دارد، یا باید منتظر موج جدیدی از بحران در یکی از حیاتیترین بخشهای اقتصاد کشور بود؟