۴۸ درصد وامهای کلان در جیب دهک دهم
48 درصد از کل وامهای کلان (بیش از 300 میلیون تومان) در سال 1401 فقط به دهک دهم درآمدی اختصاص یافته است
به گزارش قیمت ۳۶۰، در ایران شواهد آماری موجود از تمرکز نابرابر تسهیلات در میان دهکهای بالای درآمدی و محرومیت ساختاری گروههای کمدرآمد از دسترسی به منابع اعتباری حکایت دارد.
گزارشی که از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تهیه شده به آمار جالبی اشاره دارد که نشان میدهد درصد بهرهمندی گروههای اجتماعی مختلف از وامهای بانکی در سال ۱۴۰۱ به نفع دهکهای بالاست. به طوری که بیش از ۷۰ درصد کارمندان بانک و حدود نیمی از دارندگان مجوز صنفی در این سال وام دریافت کردهاند.
اما این نرخ برای زنان سرپرست خانوار و تحت پوشش کمیته امداد زیر ۲۰ درصد بوده است. از سویی ارزش کل وامهای دریافتی دهک اول، یک درصد از کل وامهای کشور است و ۳۰ درصد از خانوارهای دهک اول در ۱۰ سال گذشته هیچ وامی دریافت نکردهاند.
با این حال آمار نشان از آن دارد که ایران، از نابرابری در توزیع تسهیلات بانکی رنج میبرد و تسهیلات بانکی به دهکهای بالای جامعه تعلق مییابد و محرومترین دهکها از وام و تسهیلات بانکی کمترین بهره را میبرند.
چنانکه از سال ۹۲ تا ۱۴۰۱، تعداد افرادی که در دهک ۱۰ (برخوردار) وام دریافت کردهاند به اندازه مجموع افرادی است که در ۳ دهک اول وام گرفتهاند. این وضعیت عملاً نشان از معکوس شدن بازتوزیع تسهیلات بانکی دارد که این امر میتواند به فقر مضاعف دهکهای فرودست منجر شود.
دادههای پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان نشان میدهد در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۰ میلیون نفر در کشور وام دریافت کردهاند. در حالی که این رقم در سال ۱۴۰۰ نزدیک به ۸ میلیون نفر بوده است. یعنی رشدی حدود ۲۵ درصدی در تعداد وامگیرندگان. با این حال، میانگین واقعی مبلغ وام دریافتی به قیمت ثابت (سال ۹۵) در سالهای اخیر به پایینترین سطح خود در دهه گذشته رسیده است. در واقع، بانکها تسهیلات بیشتری پرداخت کردهاند؛ اما مبلغ واقعی هر وام کاهش یافته است.
با تکیه بر این دادهها، ۴۸ درصد از کل وامهای کلان (بیش از ۳۰۰ میلیون تومان) در سال ۱۴۰۱ فقط به دهک دهم درآمدی اختصاص یافته است. همچنین ارزش کل وامهای دریافتی دهک اول، یک درصد از کل وامهای کشور است.
از سوی دیگر ۳۰ درصد از خانوارهای دهک اول در ۱۰ سال گذشته هیچ وامی دریافت نکردهاند. در میان خانوارهای تحت پوشش نهادهای حمایتی نیز شکاف عمیقی دیده میشود. از ۲.۵ میلیون خانوار تحت پوشش کمیته امداد، بیش از یک میلیون خانوار در ۱۰ سال گذشته هیچ وامی دریافت نکردهاند.
«تمرکز منابع در دهکهای بالا» یکی از این چالشهاست. ساختار نهادی اعتبارات بانکی در ایران به گونهای است که دسترسی به تسهیلات عمدتاً وابسته به وثائق رسمی، ضامن معتبر و جریانهای درآمدهای رسمی قابل راستیآزمایی است. این الگوی اعتبارسنجی، مزیتی ساختاری برای دهکهای بالاتر ایجاد میکند. این امر منجر به حذف سیستماتیک خانوارهای کمدرآمد از چرخه اعتباری میشود.
«عدم تناسب حجم وامها با نیاز واقعی اقشار ضعیف» از دیگر چالشهای نام برده در این پژوهش است. در سالهای اخیر، تعداد وامگیرندگان رشد چشمگیری داشته؛ اما میانگین واقعی مبلغ وام (به قیمت ثابت سال ۹۵) به حداقلهای دهه اخیر نزدیک شده است..