کدخبر : 36053 تاریخ انتشار :
A

ریشه گرانی دلار کجاست؟

ریشه گرانی دلار کجاست؟

تثبیت نرخ ارز باعث افزایش تقاضا برای واردات، کاهش انگیزه صادرکنندگان برای عرضه ارز و فشار بر ذخایر ارزی خواهد شد. همچنین اختلاف میان نرخ رسمی و بازار آزاد زمینه رانت‌ را نیز فراهم می‌کند

به گزارش قیمت ۳۶۰، «میخکوب کردن» یا تثبیت دستوری نرخ دلار در اقتصادی با تورم مزمن، هرگز راه‌حلی پایدار نیست و تنها بحران را به تعویق می‌اندازد. زمانی که تورم بالا و رشد نقدینگی ادامه دارد، نرخ ارز ناگزیر خود را با واقعیات اقتصادی تطبیق می‌دهد. 

اقتصاددانان تاکید دارند که در بلندمدت رشد نقدینگی و افزایش تورم علت اصلی افزایش نرخ ارز است. بنابراین ثبات ارزی از طریق تثبیت دستوری نرخ دلار انجام نمی‌شود، بلکه تنها از مسیر کنترل تورم، مهار رشد نقدینگی و ایجاد انضباط مالی قابل حصول است.

 اقتصاددانان تاکید می‌کنند که سیاست سرکوب دستوری ارز، به‌خصوص در یک اقتصاد درگیر با تورم مزمن، آسیب‌های گسترده‌ای ایجاد می‌کند. این سیاست با کاهش دستوری قیمت، برای واردات مازاد تقاضا ایجاد می‌کند، زمینه فشرده شدن فنر نرخ و جهش ارزی بعدی را ایجاد می‌کند، توزیع رانت را گسترش می‌دهد و منجر به فساد می‌شود و با تحت فشار قرار دادن ذخایر ارزی در شرایط جنگی، تاب‌آوری اقتصاد را کاهش می‌دهد.

هر بار که نرخ ارز در ایران جهش می‌کند، یک نسخه آشنا دوباره مطرح می‌شود: بازگشت به سیاست تثبیت دستوری نرخ ارز. طرفداران این رویکرد معتقدند اگر دولت بتواند دلار را در یک سطح مشخص نگه دارد، آرامش به بازارها بازمی‌گردد، انتظارات تورمی مهار می‌شود و اقتصاد از بی‌ثباتی فاصله می‌گیرد. 

نخستین تهدید سیاست تثبیت ارز، ایجاد تقاضای مازاد برای واردات است. زمانی که دلار ارزان‌تر از نرخ تعادلی عرضه شود، واردات کالاهای خارجی جذاب‌تر خواهد شد و نیاز به ارز افزایش می‌یابد. در مقابل، صادرکنندگان انگیزه کمتری برای عرضه ارز خود خواهند داشت، زیرا مجبور می‌شوند درآمدهای ارزی خود را با نرخی پایین‌تر از ارزش واقعی بفروشند. نتیجه این فرآیند افزایش فشار بر منابع ارزی کشور و شکل‌گیری عدم تعادل در بازار ارز است.

دومین تهدید، فشرده شدن فنر ارزی و ایجاد زمینه برای جهش‌های شدیدتر در آینده است. جهش ارزی معمولا نتیجه پایان یافتن توان دولت برای دفاع از نرخ تثبیت‌شده است، نه نتیجه آزادسازی نرخ ارز.

سومین تهدید، گسترش رانت و فساد است. هر جا که دو قیمت متفاوت برای یک کالا وجود داشته باشد، انگیزه کسب سود از اختلاف قیمت نیز شکل می‌گیرد. زمانی که دولت ارز را با نرخی بسیار پایین‌تر از بازار عرضه می‌کند، دسترسی به این ارز به یک امتیاز اقتصادی بزرگ تبدیل می‌شود.

چهارمین تهدید، کاهش تاب‌آوری اقتصاد و فرسایش ذخایر ارزی است. دفاع از یک نرخ ارز تثبیت‌شده نیازمند عرضه مداوم ارز به بازار است. استفاده از این منابع برای حفظ یک نرخ غیرواقعی، توان اقتصاد را برای مواجهه با چالش‌های آینده کاهش می‌دهد و تاب‌آوری آن را تضعیف می‌کند.

 در بسیاری از بحث‌های عمومی، افزایش نرخ ارز علت اصلی تورم معرفی می‌شود و از این گزاره نتیجه گرفته می‌شود که با تثبیت دلار می‌توان تورم را مهار کرد. بدون تردید در کوتاه‌مدت افزایش نرخ ارز می‌تواند از طریق افزایش هزینه واردات و شکل‌دهی انتظارات تورمی بر قیمت‌ها اثر بگذارد. اما در بلندمدت این تورم است که مسیر نرخ ارز را تعیین می‌کند.

ریشه اصلی تورم در ایران را باید در رشد نقدینگی، کسری بودجه و سیاست‌های پولی جست‌وجو کرد، نه صرفا در بازار ارز. در واقع تورم در ایران پدیده‌ای پولی است؛ هرچند نرخ ارز می‌تواند در کوتاه‌مدت بر شدت آن اثر بگذارد. ثبات پایدار ارزی از مسیر تثبیت دستوری نرخ دلار حاصل نمی‌شود. اگر تورم مهار نشود، رشد نقدینگی کنترل نشود و انضباط مالی به اقتصاد بازنگردد، نرخ ارز نیز دیر یا زود خود را با این واقعیت‌ها تطبیق خواهد داد.

منبع دنیای اقتصاد
خواندنی‌ها
ارسال نظر

پربیننده ترین