یک طوفان تمام عیار برای پترو دلار
جهانی که به دنبال خودکفایی بیشتر در حوزه دفاعی و انرژی است، احتمالا جهانی خواهد بود که ذخایر دلار کمتری خواهد داشت
به گزارش قیمت ۳۶۰، موسسه تحقیقاتی دویچه بانک در گزارشی به تحلیل تبعات جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخت و نوشت: جهان عمدتا به دلار پس انداز می کند، چرا که با دلار هم پرداخت می کند؛ تسلط دلار در تجارت فرامرزی به طور مسلم بر پایه دلار نفتی بنا شده است؛ نفت معامله شده در سطح جهانی با دلار آمریکا قیمت گذاری و فاکتور می شود. این وضعیت را می توان به توافقی که در سال ۱۹۷۴ میلادی منعقد شد، نسبت داد که طی آن عربستان سعودی موافقت نمود در ازای تضمینهای امنیتی آمریکا، نفت را با دلار آمریکا قیمت گذاری نموده و مازاد آن را در داراییهای دلاری سرمایه گذاری نماید. از آنجا که نفت یک نهاده اصلی در تولید و حمل و نقل جهانی است، لذا یک انگیزه طبیعی برای دلاری شدن زنجیره های ارزش جهانی و انباشت مازاد ج هانی وجود دارد.
بنیان های رژیم پترودلار حتی پیش از این درگیری نیز تحت فشار بوده است. بیشتر نفت خاورمیانه اکنون به آسیا فروخته می شود، نه به آمریکا؛ نفت تحریم شده روسیه و ایران از پیش از این درگیری نیز خارج از مسیر دلاری فروخته می شد، عربستان سعودی در حال بومی سازی زیرساخت های دفاعی و آزمایش اشکالی از زیرساخت های پرداخت غیردلاری مانند پروژه mBridge۱ است.
درگیری فعلی ممکن است با به چالش کشیدن چتر امنیتی ایالات متحده برای زیرساخت های خلیج فارس، ضعفهای بیشتری را برای امنیت دریایی تجارت جهانی نفت آشکار کند. آسیب به اقتصادهای خلیج فارس می تواند باعث کاهش پسانداز در دارایی های خارجی که عمدتا به دلار هستند، شود. برای نتیجه گیری دقیق تر باید به دقت رصد شود که آیا پرداخت قیمت نفت به یوان، به کشتیها مجوز عبور از تنگه هرمز را می دهد یا خیر. این درگیری می تواند به عنوان یک کاتالیزور کلیدی برای از بین رفتن تدریجی تسلط پترودلار و آغاز شکلگیری پترویوآن در یادها بماند.
اگر جهان شروع به فاصله گرفتن از تجارت جهانی نفت و گاز کند، ممکن است خطر بزرگتری رخ دهد: روی آوردن به منابع انرژی منعطف تر از جمله منابع سوخت موجود در داخل، انرژیهای تجدیدپذیر و انرژی هستهای. رصد و پیگیری انتخاب های انرژی کشورهای جنوب جهان، اروپا و شمال آسیا، کلیدی خواهد بود. فاصله گرفتن از نفت می تواند به اندازه فشار برای قیمت گذاری آن به ارزهای دیگر، قدرتمند باشد.
جهانی که در زمینه دفاع و انرژی خودکفاتر شود، جهانی خواهد بود که ذخایر دلار کمتری نگهداری می کند. اهمیت استراتژیک عظیم خاورمیانه برای نقش دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی نباید دست کم گرفته شود. درگیری فعلی ممکن است طوفانی تمام عیار برای پترو دلار باشد.
هدف ایران برای دلار: طوفانی تمام عیار برای پترودلار
دلار به یک دلیل بسیار ساده، ارز ذخیره جهانی است: ج هان برای کالاها و خدمات به دلار پرداخت می کند و مایل است مازاد حاصل از آن را نیز به صورت دارایی های دلاری پس انداز کند. از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۱، دلار توسط طلا پشتیبانی می شد؛ به این معنا که بانک های مرکزی جهان می توانستند در فدرال رزرو، ۳۵ دلار را با یک اونس طلا مبادله کنند. این پایه و اساس سیستم پولی بینالمللی معروف به برتون وودز بود. در سال ۱۹۷۱، ایالات متحده ارتباط دلار با طلا را قطع کرد. از آن زمان دلار در یک رژیم کاملا بدون پشتوانه بوده است. پولی که پشتوانه آن اعتبار حاکمیتی ایالات متحده و تمایل جهان برای پس انداز بدهی های آن باشد.
حمایت پایدار از دلار بدون پشتوانه، قطعا ناشی از تسلط دلار در قیمت گذاری تجارت فرامرزی است. کالاها و خدمات تجاری جهان عمدتا به دلار آمریکا قیمت گذاری شده و پرداخت ها از طریق مسیرهای تادیه تحت کنترل ایالات متحده انجام می شود. بنابراین سودهای جهانی به دلار آمریکا ایجاد شده و عمدتا در دارایی های ایالات متحده سرمایه گذاری می شود. شرکت ها تشویق می شوند که به ارزی که قابل پرداخت و قابل وصول باشد، پس انداز نموده و وام بگیرند، سیستم های بانکی دلاری شده اند و بانک های مرکزی به دلار پس انداز می کنند تا به عنوان وام دهندگان نهایی مؤثر عمل کنند. اینها تقاضا برای ذخایر دلاری را افزایش می دهد.
تکیه گاه حیاتی این سیستم، دلار نفتی است: واقعیت این است که بیشتر نفت معامله شده در سطح جهان به دلار قیمت گذاری و فاکتور می شود. از آنجا که نفت برای فرآیند های تولید جهانی، از پتروشیمی ، کود و حمل و نقل گرفته تا اداره کارخانه ها و مشاغل، بسیار مهم است، شرکت ها انگیزه دارند که محصولات نهایی خود را به دلار قیمت گذاری کنند تا پوششی طبیعی در برابر ریسک یک هزینه کلیدی (نوسان نرخ ارز) باشد. این دلیل بزرگی است که کالاها و خدمات جهانی به دلار آمریکا قیمت گذاری و معامله می شوند.
دلیل قیمت گذاری نفت به دلار را می توان به توافق نفتی سال ۱۹۷۴ بین ایالات متحده و عربستان سعودی نسبت داد. به بیان ساده تر، عربستان سعودی موافقت کرد که صادرات نفت خود را به دلار آمریکا قیمت گذاری و مازاد آن را در اوراق خزانه ایالات متحده سرمایه گذاری نماید. در مقابل ایالات متحده نیز متعهد به فراهم نمودن تضمین های امنیتی و حمایت نظامی شد. بقیه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نیز از این توافق پیروی کردند. تقاضای خارجی ساختاری برای اوراق بدهی ایالات متحده، هزینه های تامین مالی دولت ایالات متحده را کاهش داد و به عنوان ابزاری غیر مستقیم برای تامین هزینه پوشش امنیتی گسترده در منطقه عمل کرد. گستره حمایت این توافق از صورتحساب ها و پس انداز های جهانی به دلار، برای نقش دلار آمریکا به عنوان ارز مبنای ذخیره جهانی، بسیار حیاتی بوده است.
مناقشه ای که در جریان است، برخی از بنیان های اصلی رژیم پترودلار را متزلزل کرده است: طرح قیمت گذاری امنیت در برابر نفت. دارایی ها و پایگاه های نظامی ایالات متحده در خلیج فارس در این جنگ مورد حمله قرار گرفته است. زیرساخت های نفتی خلیج فارس نیز آسیب دیده و توانایی ایالات متحده برای تامین امنیت دریایی برای تضمین جریان ج هانی نفت با بسته شدن تنگه هرمز به چالش کشیده شده است. پوشش امنیتی ایالات متحده به طور اساسی محک خورده است.
پیامد این درگیری برای دلار می تواند راه هایی باشد که از طریق آنها بنیان های سیستم پترودلار محک زده شود؛ در بلندمدت، اگر جهان نفت کمتری استفاده کند، کشورهای حوزه خلیج فارس بیش از پیش به پسانداز های دلاری موجود وابسته می شوند. اگر کشور های حوزه خلیج فارس در روابط تجاری و سرمایهگذاری خود به آسیا نزدیکتر شوند و در ن هایت نفت کمتری را به دلار قیمتگذاری نمایند، می تواند اثرات منفی قابل توجهی بر استفاده از دلار در تجارت و پسانداز ج هانی داشته باشد.
این سیستم از قبل مورد تهدید بود: تغییرات زیادی در حال وقوع بوده است
قبل از شروع جنگ آمریکا - اسرائیل علیه ایران، چیزهای زیادی شروع به تغییر کرده بود که به چند تغییر کلیدی برجسته که در حال وقوع بود اشاره می کنیم:
۱- آمریکا دیگر بزرگترین خریدار نفت خاورمیانه نبود. با انقلاب شیل که ایالات متحده را در حوزه انرژی خودکفا نمود، عربستان سعودی بیش از چ هار برابر بیشتر از ایالات متحده به چین نفت می فروخت. ۸۵ درصد نفت خام خاورمیانه به آسیا می رود. انتشار گزارش هایی مبنی بر اینکه چین بسیار مایل به خرید نفت به یوان است، از قبل موجبات ایجاد یک بیثباتی اساسی را فراهم آورده بود.
۲- عربستان سعودی پیش از این به دنبال بومی سازی بیشتر دفاع خود بود. عربستان سعودی در چارچوب چشم انداز ۲۰۳۰، افزایش ۵۰ درصدی هزینه های نظامی با تکیه بر منابع داخلی را هدف قرار داده بود تا وابستگی خود به واردات تسلیحات خارجی را کاهش دهد.
۳- عربستان سعودی به پروژه mBridge پیوسته و خطوط مبادله ارزی با چین امضا کرده بود. پروژه mBridge ابتکاری است شامل بانک مرکزی چین، بانک مرکزی هنگ کنگ، بانک تایلند و بانک های مرکزی امارات متحده عربی و عربستان سعودی. این پروژه از فناوری بلاکچین برای تسهیل پرداخت ها با ارزهای دیجیتال بانک مرکزی هر کشور استفاده می کند. نکته مهم این است که این پروژه به بانکداری دلاری یا سوئیفت وابسته نیست و در مرحله حداقل قابل اجرا قرار دارد. مسیر های لازم برای انجام تراکنش های خارج از دلار قبلا ساخته شده اند.
۴- تحریم های روسیه و ایران به این معنی بود که تجارت نفت قابل توجهی خارج از ریل دلار انجام می شد. فروش نفت روسیه و ایران با استفاده از زیرساخت های پرداخت غیر دلاری، با طیف وسیعی از ارز های محلی از روبل، یوان و روپیه قیمتگذاری و معامله شده است.
همچنین نشانههایی از بیثباتی در بنیانهای پترودلار از قبل وجود داشت؛ عربستان سعودی اکنون چهار برابر بیشتر از آنچه به آمریکا می فروشد، به چین نفت صادر می کند.
این درگیری، منابع جدیدی از بی ثباتی را متوجه پترودلار نموده است.
اول، پوشش امنیتی ایالات متحده در مواجهه اقتصادهای خلیج فارس با حملات به پایگاههای آمریکا، میادین نفتی و زیرساخت ها، در جنگی که با اقدام نظامی ایالات متحده در منطقه آغاز شد، در بوته آزمایش است. گذشته از خلیج فارس، مسلما متحدان سنتی ایالات متحده، شامل اروپا، ژاپن و کره که واردکنندگان بزرگ انرژی از طریق تنگه هرمز هستند، به طور نامتناسبی آسیب را احساس کردهاند.
دوم، دیپلماسی مستقیم به جای امنیت دریایی به رهبری ایالات متحده، مجرای عبور نفت از تنگه هرمز بوده است. نفتکشهای منتخب به مقصد چین، هند و ژاپن، اجازه عبور یافتهاند. روابط دوجانبه به نفع کشورها بوده است.
سوم، و از همه مهمتر، گزارشهایی منتشر شده مبنی بر اینکه ایران در حال مذاکره با هشت کشور است تا در صورت پرداخت پول نفت به یوان، اجازه عبور کشتی ها از تنگه هرمز را بدهد(تلگراف، سیانان، آسیا تایمز، چوسان)این امر اعتبار بیشتری به قدرت عظیم قیمت گذاری نفت می بخشد. این درگیری می تواند کاتالیزوری برای نابودی تدریجی سلطه پترودلار و آغاز شکلگیری پترویوان باشد.
مطمئنا عوامل تعدیل کننده متعددی برای بررسی وجود دارد. در حالی که ایالات متحده دیگر بزرگترین خریدار جهانی نفت نیست، اما ممکن است در مسیر تبدیل شدن به بزرگترین تامین کننده نفت جهان باشد. همانطور که در نوشتارهای قبلی استدلال کردیم، اگر ایالات متحده کل نفت نیمکره غربی را کنترل می کرد، چه مستقیم و چه از طریق واسطه، ذخایر بیشتری نسبت به اوپک داشت و در موقعیت بهتری برای تعیین شرایط تجارت جهانی نفت قرار می گرفت.
در بهترین حالت، اگر ایالات متحده بخش اعظم عرضه نفت جهان را کنترل کند، دلار می تواند ارز غالب برای تجارت نفت باقی بماند. اگرچه توسعه بیشتر ذخایر برای تولید مازاد کافی برای تبدیل شدن به بزرگترین تامین کننده نفت قابل معامله جهان، مورد نیاز خواهد بود.
در بدترین حالت، ممکن است شاهد از هم گسیختگی در قیمتگ ذاری جهانی نفت در امتداد مسیرها و کریدورهای تجاری باشیم. می توان تصور کرد که نفت خاورمیانه که از تنگه هرمز به آسیا منتقل می شود، با یوان قیمت گذاری شود، در حالی که نفت نیمکره غربی که در سراسر اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام به متحدان تاریخی ایالات متحده فروخته می شود، ممکن است با دلار آمریکا قیمتگذاری شود.
یکی دیگر از عوامل مهم تعدیل کننده این است که اقتصادهای خلیج فارس به شدت روی دلار آمریکا سرمایه گذاری کرده اند. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از نظامهای تثبیت نرخ ارز مبتنی بر دلار آمریکا استفاده می کنند که پشتوانه آن، پس اندازهای عظیم دلاری است. برای حفظ این تثبیت نرخ، منطقی است که آنها با افزایش بدهیهای دلاری، وزن بیشتری به آن اضافه کنند. هرگونه نشانهای از فاصله گرفتن از درآمدهای دلاری می تواند منجر به برانگیخته شدن حملات خود تحقق بخش نظام های تثبیت نرخ ارز شود.
با این حال، کشورهای حوزه خلیج فارس ممکن است به دلیل خود این بحران، نیاز به آزادسازی پس اندازهای دلاری خود داشته باشند. این جنگ تاکنون منجر به آسیب به زیرساخت های نفتی و شهری در اقتصادهای خلیج فارس شده است. تشدید یا طولانی شدن درگیری می تواند این وضعیت را بدتر کند. اقتصادهای هیدروکربنی می توانند هم از آسیبهای کوتاه مدت به تولید فیزیکی و هم از کاهش تقاضای بلندمدت برای سوختهای فسیلی متاثر شوند.
علاوه بر این، بخشهای خدماتی مانند امور مالی، گردشگری و هوانوردی ممکن است در صورت وجود ریسک امنیتی بیش از حد، آسیب ببینند. همه اینها میتواند به این معنی باشد که اقتصادهای خلیج فارس باید بیشتر پس اندازهای دلاری خارجی خود را در داخل کشور مستقر کنند تا از اقتصادهای داخلی حمایت کنند و احتمالا برنامههای متنوع سازی اقتصادی خود را با شرایط جدید منطقهای تطبیق دهند.
مطمئنا ذخایر آنها قابل توجه است: طبق گزارش صندوق ثروت ملی جهانی، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا تقریبا ۲ تریلیون دلار ذخایر تحت مدیریت بانک مرکزی و حدود ۶ تریلیون دلار موجودی صندوق های ثروت ملی دارد. اما اگر پس انداز های دلاری برای سرمایه گذاری در داخل مصرف شود، ممکن است تمایل یا موانع ذهنی برای تغییر به ارزهای دیگر کاهش یابد.
شاید بزرگترین ریسک بلندمدت نه تنها از کنار گذاشتن قیمت گذاری دلاری توسط کشورهای خلیج فارس، بلکه از فاصله گرفتن جهان از نفت ناشی شود؛ موضوعی که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
تغییرات بزرگتری در حوزه انرژی می تواند در آینده نزدیک رخ دهد: جهان ممکن است از سوخت های فسیلی قابل مبادله فاصله گرفته و به انرژی تولید شده در داخل روی آورد.
شباهتهای بسیاری بین حال حاضر و دهه ۱۹۷۰ وجود دارد. واضحترین نکته این است که ما اکنون شاهد دومین شوک بزرگ نفتی و گازی در این دهه بوده ایم. در دهه ۱۹۷۰، تحریم نفتی ۱۹۷۳ با انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ دنبال شد، در حالی که این بار، حمله روسیه به اوکراین (۲۰۲۲) با جنگ جاری ایالات متحده، اسرائیل و ایران همراه شده است. اگر زیرساخت های تولیدی در خلیج فارس به طور اساسی آسیب ببینند، قیمت های جهانی ممکن است پس از پایان درگیری فعلی نیز به طور ساختاری بالا باقی بمانند.
همچنین استفاده از تنگهها به عنوان یک ابزار فشار می تواند ریسک بیشتری را به انرژی که با کشتیها جابجا می شود، اضافه کند. حتی اگر قیمت نفت کاهش یابد، افزایش خودکفایی و تقویت تابآوری داخلی همچنان منطقی خواهد بود.
تحریم نفتی سال ۱۹۷۳ توسط کشورهای عربی بر اقتصادهای غربی، انگیزه ای برای تغییرات بزرگ انرژی در حوزه بهره وری، تنوع بخشی و ایجاد ذخایر بود. این امر توسعه منابع نفتی جایگزین در کانادا، خلیج مکزیک، آلاسکا و دریای شمال را تسریع و به کشورهای عضو OECD کمک کرد تا وابستگی خود به نفت خاورمیانه را کاهش دهند. همچنین منجر به ایجاد ذخایر استراتژیک نفت شد و اراده سیاسی لازم را برای سرمایه گذاری های اولیه در انرژیهای تجدیدپذیر و هستهای ایجاد کرد.
ایالات متحده ممکن است کمترین تغییر را تجربه کند. برخلاف دهه ۱۹۷۰، ایالات متحده اکنون از نظر تامین انرژی از نفت و گاز مستقل است. صنایع ایالات متحده به طور فوری به آن شکلی که اقتصادهایی که نفت فیزیکی دریافت نمی کنند، آسیب خواهند دید و تولیدکنندگان نفت ایالات متحده از این وضعیت منتفع خواهند شد. در حالی که ممکن است شوک مصرفی ناشی از قیمت های بالاتر وجود داشته باشد، ایالات متحده مسلما گزینه ممنوعیت صادرات را برای مدیریت قیمت های داخلی در نظر خواهد داشت.
اختلاف قیمت نفتخام وست تگزاس اینترمدیت، برنت و عمان در حال حاضر نشان دهنده قیمت های بسیار متفاوتی است که در سراسر جهان پرداخت می شود. بنابراین، تاثیر رشد قیمت بر ایالات متحده مبهم بوده و احتمالا کمترین بار منفی را دارد. این به معنای آن است که ایالات متحده همچنان سرمایه گذاری نسبتا بیشتری در سوخت های فسیلی خواهد داشت.
اما مناطق وابسته به انرژی مانند اروپا، آسیا و بسیاری از بخشهای جنوب جهان که با تهدیدهای متعددی برای تجارت جهانی سوختهای فسیلی روبه رو هستند، سه گزینه کلیدی دارند:
اولین گزینه، تامین سوخت های فسیلی بیشتر از داخل کشور است. مناطقی که توانایی اکتشاف و توسعه بیشتر نفت و گاز خود را دارند، ممکن است انگیزه بیشتری برای انجام این کار داشته باشند، از بریتانیا گرفته تا برزیل؛ در حالی که اروپا و بخشهایی از آسیا نیز ممکن است به منابع داخلی زغال سنگ روی آورند. حتی اگر جهان از سوختهای فسیلی فاصله نگیرد، تجارت جهانی آن ممکن است به طور چشمگیری کاهش یابد و این چیزی است که برای مبادله ارز خارجی اهمی ت دارد.
گزینه دوم، تمرکز مجدد بر انرژیهای تجدیدپذیر است. انرژیهای تجدیدپذیر امروزه به دلیل ساخت و سازهای عظیم صنعتی در چین، از نظر هزینه نسبی بسیار جذابتر از دهه ۱۹۷۰ هستند. چین ۸۰ درصد پنل های خورشیدی، ۷۰ درصد توربین های بادی و ۷۰ درصد باتریهای لیتیومی ج هان را تولید می کند.۱ ظرفیت مازاد چین ممکن است کاملا راهبردی بوده باشد، چرا که چین اکنون در موقعیت بسیار خوبی برای تامی ن تقاضای جدید قرار دارد. بسیاری از اقتصاد های جنوب ج هان هم می توانند این تغییر را تسریع کنند. اما در ن هایت، تمرکز بر انرژی های تجدیدپذیر نیز با وابستگی های جدید به یک بازیگر صنعتی واحد )چین( همراه است.
استقلال واقعی در حوزه انرژی تنها با یک گزینه سوم ممکن است حاصل شود: انرژی هستهای. شاید بتوان انتظار داشت که متحدان سنتی ایالات متحده یعنی اروپا، ژاپن و کره جنوبی، توجه زیادی به این گزینه داشته باشند اما مشابه ساخت و ساز های حوزه صنایع دفاعی، ساخت تاسیسات انرژی هستهای نیز زمان بسیار طولانی و چند ساله خواهد داشت، اما می تواند پیامدهای بسیار مهمی در بازار مبادلات ارز داشته باشد.
مطمئنا محدودیت هایی در میزان اجتناب جهان از نفت وجود خواهد داشت. بسیاری از صنایع برای تولید به فرآوری نفت متکی هستند. و همانطور که قبلا اشاره شده، نفت برای نیروهای نظامی بسیار حیاتی است: در حالی که خودروهای سواری می توانند با برق کار کنند، جت های نظامی، تانک ها و کشتیهای نیروی دریایی احتمالا برای مدت طولانی همچنان با نفت کار خواهند کرد.
با این وجود، امکان انتقال بخش های بیشتری از ترکیب انرژی به منابع انرژی قابل اعتمادتر، امن تر و بالقوه ارزانتر وجود دارد. اگر جهان از نفت و گاز به منابع سوخت داخلی، انرژی های تجدیدپذیر یا هستهای روی آورد، بارزترین تاثیر بلندمدت آن کاهش کسری نفت و گاز در اروپا و شمال آسیا و کاهش مازاد انرژی در خاورمیانه خواهد بود. کاهش تجارت جهانی نفت همچنین فضای بیشتری را برای تغییر قیمت گذاری کالاها و خدمات از دلار آمریکا به سایر ارزها ایجاد می کند.
فاصله گرفتن از نفت می تواند به اندازه فشار برای قیمت گذاری آن با ارزهای دیگر قدرتمند باشد. سیستم پترودلار می تواند از هر دو بخش «پترو» و «دلار» در معرض خطر باشد.
چین بیشتر به انرژی های تجدیدپذیر گرایش پیدا کرده است، در حالی که آمریکا به طور خاص اصرار بر سوخت های فسیلی دارد؛ همچنین ژاپن و اروپا می توانند به منظور استقلال بیشتر در حوزه انرژی مجددا به انرژی هسته ای روی آورند.
نتیجه گیری: همه آنچه گفته شد برای دلار به چه معناست؟
در کوتاه مدت، معتقدیم که استقلال انرژی ایالات متحده ممکن است باعث افزایش ارزش دلار به عنوان یک دارایی امن شود. ایالات متحده تنها منطقه اقتصادی بزرگ ج هان است که هم از نظر انرژی مستقل است و هم خود از مناطقی که نبرد در آنها جریان دارد، دور است. با این حال، عوامل متقابل مهمی وجود دارند که مانع تقویت قابل توجه دلار شدهاند، از افزایش ریسک مالی ایالات متحده در مورد هزینه های نظامی بیشتر گرفته تا کاهش دارایی های ایالات متحده در آسیا و خاورمیانه برای حمایت از ارزهای محلی. اینها به این معنی است که دلار حتی در کوتاه مدت نیز در طی این بحران چندان تقویت نشده است.
تأثیر جالبتر و پایدارتر این بحران بر دلار می تواند بر بنیانهای بلندمدت آن باشد، یعنی تمایل جهان به قیمت گذاری کالاها و خدمات تجاری به دلار و پس انداز سود حاصل در قالب داراییهای دلاری.
پایههای رژیم پترودلار حتی پیش از این درگیری نیز تحت فشار بود. نشانههایی از بی ثباتی در توافق دیرینه قیمت گذاری نفت شورای همکاری خلیج فارس به دلار در ازای امنیت مشاهده می شد: بیشتر نفت خاورمیانه اکنون به آسیا فروخته می شود نه به آمریکا؛ نفت تحریم شده نیز پیش از این خارج از مسیر دلاری معامله شده است؛ عربستان سعودی در حال بومی سازی صنایع دفاعی و آزمایش روش های پرداخت غیردلاری در کنار سایر بانک های مرکزی کشورهای جنوب جهان است.
درگیری فعلی ممکن است گسستهای بیشتری را آشکار کرده باشد: با به چالش کشیدن پوشش امنیتی ایالات متحده برای زیرساخت های خلیج فارس، امنیت دریایی برای تجارت جهانی نفت و تشویق به کاهش احتمالی پساندازهای دلاری خلیج فارس. در این زمینه، گزارش هایی مبنی بر اینکه عبور کشتی ها از تنگه هرمز ممکن است در ازای پرداخت نفت به یوان اعطا شود، باید با دقت دنبال شود. این درگیری می تواند کاتالیزوری برای نابودی تدریجی تسلط پترودلار و آغاز شکلگیری پترویوان باشد.
ممکن است خطر بزرگتری در معرض قرار بگیرد، اگر جهان شروع به فاصله گرفتن از نفت و گاز معامله شده در بازار جهانی کند و به منابع انرژی مقاومتر از جمله سوختهای موجود در داخل، انرژی های تجدیدپذیر و انرژی هسته ای روی آورد. پیگیری و رصد انتخابهای انرژی کشورهای جنوب جهان، اروپا و شمال آسیا به ویژه بسیار مهم خواهد بود. فاصله گرفتن از نفت میتواند به اندازه فشار برای قیمت گذاری آن به ارزهای دیگر قدرتمند باشد.
جهانی که به دنبال خودکفایی بیشتر در حوزه دفاعی و انرژی است، احتمالا جهانی خواهد بود که ذخایر دلار کمتری خواهد داشت. اگر امنیت اقتصادی اکنون بخش مهمی از امنیت ملی است، ایجاد تابآوری بیشتر در حوزه انرژی باید به عنوان مکملی برای تمرکز بیشتر بر هزینههای دفاعی در نظر گرفته شود. ذخایری که تاکنون در داراییهای خارجی نگهداری می شدند، به طور فزایندهای برای ایجاد ظرفیت داخلی که از استقلال استراتژیک پشتیبانی می کند، مورد نیاز خواهند بود. مازادهای آتی می توانند کاهش یابند و کمتر به دلار انباشته شوند. اینها تاثیرات منفی بلندمدت بر دلار هستند.
اهمیت استراتژیک عظیم خاورمی انه برای نقش دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی نباید دست کم گرفته شود. درگیری فعلی ممکن است به مثابه طوفانی تمام عیار برای پترودلار باشد.