سه سناریو پیشروی بازار نفت جهانی
در صورت تداوم اختلال بیش از سه تا ۶ ماه، بازار از قیمتگذاری بر اساس عرضه فعلی به سمت قیمتگذاری بر مبنای کمیابی آینده حرکت میکند و ریسک جهشهای شدید قیمتی افزایش مییابد
به گزارش قیمت ۳۶۰، افشین جوان تحلیلگر ارشد اقتصاد انرژی به پیش بینی آینده بازار انرژی در سه سناریو پرداخت و تشریح کرد: در سناریوی اول که بازگشایی سریع تنگه هرمز است، در صورت بازگشت سریع جریان نفت، شوک عرضه به یک چالش لجستیکی برای بازسازی ذخایر تبدیل خواهد شد. حق بیمه ریسک به تدریج کاهش یافته و قیمتها به سطوح متعادلتر بازمیگردند.
وی یادآور شد: در سناریوی دوم، یعنی اختلال حدود ۶۰ روزه، این وضعیت مستلزم آزادسازی گسترده ذخایر استراتژیک خواهد بود. هرچند کمبود فیزیکی شدید رخ نمیدهد، اما بازار برای مدت طولانیتری با سطح پایین ذخایر، هزینههای حملونقل بالاتر و فشار تورمی مواجه خواهد بود و سناریوی سوم به محدودیت بلندمدت مربوط است. در صورت تداوم اختلال بیش از سه تا ۶ ماه، ذخایر نقش ضربهگیر خود را از دست میدهند. در این مرحله بازار از قیمتگذاری بر اساس عرضه فعلی به سمت قیمتگذاری بر مبنای کمیابی آینده حرکت میکند و ریسک جهشهای شدید قیمتی افزایش مییابد.
جوان ادامه داد: در بحرانهای فرسایشی، فشار اصلی فقط در بازار نفت خام ظاهر نمیشود، بلکه به بازار فرآوردهها منتقل میشود. بر این اساس، بنزین به طور مستقیم بر مصرفکنندگان و انتظارات تورمی اثر میگذارد. گازوئیل هزینه حملونقل، کشاورزی و صنعت را افزایش میدهد. سوخت جت نیز میتواند هزینه خدمات و حملونقل هوایی را به شدت بالا ببرد. در نتیجه، بخشی از حق بیمه ریسک از بازار نفت خام به بازار فرآوردهها، حملونقل دریایی و بیمه منتقل میشود.
پیامدهای تورمی شوک نفتی
این تحلیلگر درباره پیامدهای تورمی بحران انرژی جهان تاکید کرد: شوکهای کوتاهمدت بیشتر توسط ذخایر قابل جذب هستند اما با طولانی شدن بحران، فشارهای انرژی به تورم عمومی اقتصاد منتقل میشوند. در این شرایط بانکهای مرکزی با چالش دشوارتری برای کنترل انتظارات تورمی مواجه خواهند شد.
وی اظهار داشت: ریسک نزولی قیمتها تدریجی است، زیرا بازسازی ذخایر زمانبر خواهد بود. در مقابل، ریسک صعودی میتواند ناگهانی و شدید باشد، زیرا کاهش اعتماد به کفایت ذخایر یا اختلال در جریان عرضه میتواند به سرعت انتظارات بازار را تغییر دهد. به همین دلیل، مهمترین متغیر بازار در ماههای آینده نه سطح تولید، بلکه میزان پوشش ذخایر و سرعت کاهش آن خواهد بود.
جوان اضافه کرد: شاخصهای کلیدی برای پایش بازار شامل سرعت کاهش ذخایر تجاری و استراتژیک، تعداد روزهای پوشش ذخایر، حاشیه سود فرآوردههای نفتی، هزینه حملونقل و بیمه دریایی، رفتار ذخیرهسازی چین و هند و شواهد واقعی بازگشایی مسیرهای تجاری و بیمهای است.
این تحلیلگر ارشد اقتصاد انرژی با بیان اینکه بحران تنگه هرمز نشان داده است که بازار نفت دیگر تنها تابع تولید نیست؛ بلکه به شدت تحت تأثیر ذخیرهسازی، لجستیک، فرآوردههای نفتی و انتظارات تورمی قرار دارد، گفت: ذخیرهسازیها میتوانند زمان بخرند، از شوکهای فوری جلوگیری کنند و فرصت تصمیمگیری در اختیار سیاستگذاران قرار دهند، اما نمیتوانند برای مدت طولانی جایگزین جریان امن نفت شوند.
به اعتقاد وی نتیجه استراتژیک روشن است، جهان با کمبود فیزیکی نفت مواجه نیست، بلکه با محدود شدن ظرفیت ضربهگیرهای قابل استفاده روبهرو است. هرچه این ظرفیت کاهش یابد، حساسیت بازار نسبت به اختلالات جدید بیشتر خواهد شد. در نهایت، پرسش اصلی بازار دیگر این نخواهد بود که چه مقدار نفت در مخازن وجود دارد؟ ، بلکه این خواهد بود که بشکه بعدی از کجا تأمین میشود و با چه قیمتی؟