پنج سال انتظار برای خرید کوییک برای کارگر ایرانی!
یک کارگر ایرانی برای خرید خودرویی اقتصادی مانند کوییک S باید حدود پنج سال کار کند
به گزارش قیمت ۳۶۰، خرید خودرو در بسیاری از کشورها دیگر یک انتخاب مصرفی نیست، بلکه به شاخصی برای سنجش قدرت خرید، عدالت اقتصادی و کارآمدی سیاستهای صنعتی و دستمزدی تبدیل شده است.
بررسی نسبت حداقل دستمزد کارگران به قیمت یک خودرو متداول در بازار هر کشور، تصویری روشن از فاصله میان درآمد و هزینههای اساسی ارائه میدهد. محاسباتی که بر پایه قیمت خودروهای پرتیراژ، سهم برند در بازار داخلی، مصرفکننده هدف و حداقل دستمزد رسمی انجام شده، نشان میدهد مدت زمان انتظار یک کارگر برای خرید خودرو در کشورها تفاوتی عمیق و معنادار دارد؛ تفاوتی که ریشه در سیاستگذاری اقتصادی، ساختار بازار و سطح رفاه دارد.
بررسی مدت زمان انتظار کارگران ایرانی برای خرید خودرو در مقایسه با کشورهای مختلف

عمان
در کشورهایی مانند عمان، کارگر با حداقل دستمزد میتواند طی حدود یک سال و 9 ماه مالک خودرویی مانند تویوتا کرولا شود. این بازه زمانی در مقایسه با بسیاری از کشورهای منطقه و بهویژه ایران، نشاندهنده توازن نسبی میان درآمد نیروی کار و قیمت کالاهای بادوام است. بازار رقابتی، واردات آزاد و ثبات نسبی اقتصادی از جمله عواملی هستند که این فاصله را کنترل کردهاند.
ترکیه
ترکیه نیز با وجود تورم بالا در سالهای اخیر، همچنان شرایط بهتری نسبت به برخی کشورهای همسطح دارد. خرید خودرویی مانند فیات اژه سدان برای یک کارگر ترک، حدود 2 سال و پنج ماه زمان میبرد. هرچند این عدد نسبت به یک دهه قبل افزایش چشمگیری داشته، اما هنوز خودرو از سبد مصرفی طبقه کارگر بهطور کامل حذف نشده است.
روسیه
در روسیه، مدت انتظار برای خرید لادا گرانتا حدود 2 سال و 9 ماه برآورد شده است. این عدد، با توجه به سطح دستمزدها و سیاستهای حمایتی دولت از تولید داخلی، نشان میدهد که خودروسازی ملی در صورت پیوند موثر با قدرت خرید مردم میتواند نقش تعدیلکننده ایفا کند، هرچند کاهش رقابت و محدودیت واردات، خود چالشهای دیگری ایجاد کرده است.
قطر
قطر از معدود کشورهایی است که تصویر متفاوتی ارائه میدهد. یک کارگر قطری میتواند با حدود چهار سال و 9 ماه انتظار، خودرویی مانند تویوتا یاریس سدان خریداری کند. با وجود درآمدهای بالای ملی، شکاف میان حداقل دستمزد و هزینههای زندگی برای کارگران مهاجر، موجب شده خودرو همچنان کالایی نسبتاً دور از دسترس باقی بماند.
ایران
اما نقطه بحرانی این مقایسه، ایران است. بر اساس محاسبات، یک کارگر ایرانی برای خرید خودرویی اقتصادی مانند کوییک S باید حدود پنج سال کار کند، آن هم در شرایطی که تمام درآمد خود را پسانداز نماید. این عدد نهتنها در مقایسه با کشورهای همسایه، بلکه حتی نسبت به برخی اقتصادهای در حال توسعه نیز نگرانکننده است. بازار غیررقابتی، قیمتگذاری دستوری، انحصار تولید و شکاف عمیق میان دستمزد و تورم، خودرو را از یک کالای مصرفی به یک دارایی سرمایهای تبدیل کرده است؛ تغییری که مستقیماً به زیان مصرفکننده نهایی تمام میشود.
جمهوری آذربایجان
در آذربایجان، خرید خودرو لادا لارگوس حدود پنج سال و پنج ماه زمان میبرد. در ارمنستان نیز این مدت برای خرید خودرو لادا نیوا لجند به حدود 6 سال و 5 ماه میرسد و در پاکستان، کارگر برای خرید سوزوکی آلتو باید بیش از 6 سال انتظار بکشد. این کشورها نشان میدهند که پایین بودن سطح دستمزد، در صورت نبود سیاستهای جبرانی، به صورت مستقیم منجر به حذف کالاهای بادوام از سبد خانوار منجر میشود.
مدت انتظار برای خرید خودرو تنها یک عدد اقتصادی نیست
نکته قابل توجه در این مقایسه، نقش سیاستهای صنعتی و بازار آزاد است. در کشورهایی که واردات آزادتر، رقابت بیشتر و شفافیت قیمتی وجود دارد، حتی با دستمزدهای متوسط، خودرو همچنان دستیافتنی باقی مانده است. در مقابل، کشورهایی که با محدودیت واردات، انحصار تولید و مداخلات ناکارآمد مواجهاند، شاهد افزایش شدید مدت انتظار برای خرید خودرو هستند.
از منظر اجتماعی، افزایش این مدت انتظار تنها یک عدد اقتصادی نیست و به معنای کاهش تحرک اجتماعی، فشار روانی بر نیروی کار و تشدید احساس نابرابری است. زمانی که یک کارگر میبیند حاصل چند سال کار او حتی پاسخگوی خرید یک خودرو اقتصادی نیست، اعتماد به آینده و انگیزه مشارکت مولد کاهش مییابد. در نهایت، بازنگری در سیاستهای دستمزدی، ایجاد رقابت واقعی در بازار خودرو و همراستا کردن قیمتها با توان خرید مردم، پیششرطهایی هستند که بدون آنها، خودرو همچنان برای بخش بزرگی از نیروی کار، رویایی دور از دسترس باقی میماند.